سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

150

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

نظر موافق ابو مسلم بوده است ! » ابو العباس در پاسخ گفت : « اگر اين با نظر ابو مسلم بوده ، كه گرفتار بلا شده‌ايم ، مگر كه خدا آن را از ما بگرداند . » « 1 » ابو العباس نمىخواست پايان كار ابو سلمه به دست وى باشد تا احساسات شيعيان را عليه خود تحريك نكند ، ازاين‌رو ، بهتر آن ديد كه اين كار را به دشمن سرسخت ابو سلمه ، يعنى ابو مسلم خراسانى بسپارد . بدين منظور ، نامه‌اى را با پيكى نزد وى فرستاد و در آن نامه ، وى را از نيت ابو سلمه در برگرداندن دولت از بنى عباس آگاه كرد و به او گفت : « من گناه ابو سلمه را به تو بخشيدم . » اين نوشته در باطن حاوى فرمان قتل ابى سلمه بود . « 2 » ابو العباس اين نامه را به دست برادرش ابو جعفر منصور فرستاد ، و ابو مسلم نيز گروهى از خراسانيان را اعزام كرد تا ابو سلمه را بكشند . مردم هم گمان بردند كه خوارج ابو سلمه را كشته‌اند . « 3 » در مجموع ، مىبينيم كه علويان نيرو و يارانى نداشتند كه راه دست‌يابى آنان را به خلافت هموار كند ، پس چاره‌اى نبود جز اين‌كه منتظر بمانند تا شرايط برايشان مهيا شود و سپس شمشير كشيده براى خلافت ، قيام كنند . ازاين‌روست كه دچار شگفتى نمىشويم وقتى مىبينيم علويان وعده‌هاى ابو سلمه را براى يارى خود رد مىكنند و در نتيجه ، ابو سلمه به دست سفاح كشته مىشود ؛ چون او بر تمايل ابو سلمه به انتقال خلافت به علويان آگاه شده بود . « 4 » دكتر جومرد ، كه تلاش ابو سلمه را براى انتقال خلافت به علويان شرح داده است ، مىگويد : در واقع ، اقدام ابو سلمه به اين كار به بازى با آتش شباهت دارد . ما نمىدانيم او در اين اقدامات به چه امرى اعتماد كرده بود ، آن هم پس از آن‌كه قيام عباسى با شمشير

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 102 ، ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 336 . ( 2 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 138 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 103 / مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 270 - 271 . جهشيارى ذكر مىكند كه ابو مسلم خراسانى مرار بن انس ضبى را به قتل ابو سلمه مأمور كرد . ( الوزراء و الكتّاب ، ص 84 - 85 ) ابن خلكان مىگويد : ابو العباس سفاح وقتى از كشته شدن ابو سلمه آگاه شد اين بيت را سرود : او و هركس مثل اوست ، به جهنم بروند ، با رفتن او چه چيزى از ما كم شده كه متأسف باشيم ؟ ( وفيات الأعيان ، ج 1 ، ص 163 ) ( 4 ) . حسن ابراهيم حسن ، تاريخ الاسلام ، ج 2 ، ص 86 .